• امروز چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1397 

اخبار سازمان اوقاف

مطالب ویژه

کانال امامزادگان استان البرز

خدمات غيرحضوري

سامانه شکايات

اول محرم، اولین روز از ماه اندوه اهل بیت (علیهم السلام)

اول محرم، اولین روز از ماه اندوه اهل بیت (علیهم السلام)

اول محرم، اولین روز از ماه اندوه اهل بیت (علیهم السلام) است که در آن تمامی پیامبران و ملائکه و پیروان و دوست داران آنان محزونند.

 سه شنبه 20 شهریور 1397   11  0      

اول محرّم الحرام
1- آغاز ایام حزن آل محمد (علیهم السلام)
2- حادثه ی شعب ابی طالب
3- اولین جمع آوری زکات
4- جنگ ذات الرقاع
5- کاروان حسینی در منزل قصر بنی مقاتل
6- قیام مردم مدینه بر ضد یزید
7- وفات محمد بن حنفیه فرزند امیرالمؤمنین (علیه السلام)
1- آغاز ایام حزن آل محمد (علیهم السلام)
اول محرم، اولین روز از ماه اندوه اهل بیت (علیهم السلام) است که در آن تمامی پیامبران و ملائکه و پیروان و دوست داران آنان محزونند. در روایتی آمده است که: «همه ساله از اول محرم تا روز عاشورا پیراهن پاره پاره ی سیدالشهداء (علیه السلام) را از عرش خدا می آویزند و اندوه، همه عالم را فرامی گیرد». (1)
- محرم در کلام امام رضا (علیه السلام)
ریان بن شبیب می گوید: «روز اول محرم خدمت امام رضا (علیه السلام) مشرف شدم. حضرت در ضمن سخنانی به من فرمودند: "ای پسر شبیب! مردم عرب زمان جاهلیت، جنگ را در ایام محرم حرام می دانستند؛ ولی این امت، احترام ماه محرم را از بین بردند و حرمت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را رعایت نکردند. در این ماه خون ما را حلال دانستند و حرمت ما را شکستند و فرزندان و زنان ما را اسیر کردند، و سراپرده ی ما را آتش زده، اموال ما را غارت کردند و رعایت احترام رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را درباره ی ما ننمودند. همانا روز عاشورا، پلکهای ما را مجروح و اشک های ما را جاری ساخت؛ دل ما را سوزاند و عزیز ما را در زمین کربلا ذلیل کرد و نزد ما محنت و بلا را تا روز جزا به ارث گذارد. گریه کنندگان بر حسین (علیه السلام) بگریند که گریه بر او، گناهان بزرگ را از بین می برد.
ای پسر شبیب! اگر خواستی بر چیزی گریه کنی بر حسین بن علی (علیه السلام) گریه کن؛ چرا که آن حضرت را کشتند همان گونه که گوسفند را ذبح می کنند! با آن حضرت هیجده تن از اهل بیت او را به شهادت رساندند که روی زمین شبیه و نظیری نداشتند و آسمان های هفت گانه و زمین ها در شهادت آن ها گریستند.
روز عاشورا چهار هزار ملک برای نصرت آن حضرت آمده بودند و دیدند حضرت شهید شده است؛ لذا پریشان و غبارآلود به مجاورت آن قبر مطهر مأمور شدند تا حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظهور کنند و از یاران او شوند و با شعار «یا لثارات الحسین» به یاری حضرتش بشتابند.
ای پسر شبیب! اگر دوست داری که با ما در درجات عالی بهشت باشی، در غم و حزن ما محزون و در شادی ما شاد باش. بر تو باد دوستی و محبت ما که اگر کسی سنگی را دوست داشته باشد خداوند متعال فردای قیامت او را با همان سنگ محشور می کند"». (2)
2- حادثه ی شعب ابی طالب
در اولین روز محرم سال پنجم بعثت، در پی افزایش روزافزون قدرت و نفوذ اسلام، کفار قریش تصمیم گرفتند با هم دستی یکدیگر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را به قتل برسانند.
حضرت ابوطالب (علیه السلام) پس از آگاهی از این تصمیم شوم، برای حفظ جان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بنی هاشم را به همراه زن و فرزندانشان به درّه ای که به «شعب ابی طالب» معروف بود، منتقل کردند. آن بزرگوار و فرزندان گرامی اش، شبانه روز پروانه وار بر گرد شمع وجود نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می گردیدند. همت والای آنان، کفار قریش را از قتل پیامبر ناامید ساخت؛ لذا در دارالندوه جلسه ای برگزار کردند و در آن جا پیمان نامه ای نوشتند. در این پیمان نامه هر گونه معامله، داد و ستد، ازدواج، هم نشینی و حتی صحبت کردن با مسلمانان را ممنوع ساختند و خلاصه آنان را به هر روش ممکن زیر فشار گذاشتند تا پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را برای کشتن به آنان تحویل دهند.
در مدتی که مسلمانان در شعب ابی طالب محاصره بودند بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و یاران ایشان بسیار دشوار گذشت؛‌ به طوری که شب ها ساکنان اطراف شعب صدای گریه اطفال گرسنه بنی هاشم را می شنیدند.
پس از دو سال و چند ماه به فرمان خدا موریانه پیمان نامه را به جز اسم خداوند که در آن بود از بین برد. حضرت ابوطالب (علیه السلام) این اعجاز را به مشرکان خبر داد و آنان ناگزیر شدند از محاصره و آزار مسلمانان دست بردارند و در نتیجه مسلمانان به خانه های خویش بازگشتند. (3)
3- اولین جمع آوری زکات
در این روز پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نخستین بار، مأمورانی را برای جمع آوری زکات به اطراف مدینه فرستادند. (4) این حرکتی بود در راه احیای روح گذشت و هم دردی و هم دلی در توان گران و نسیم امیدی برای درماندگان و جاماندگان.
4- جنگ ذات الرّقاع
در سال چهارم هجری کفّار قریش، قبایل اطراف مدینه را برای محاصره ی آن شهر تحریک کردند. پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) به همراه چهارصد نفر (یا به نقلی هفتصد و نود نفر) از مدینه به قصد مقابله با آن ها خارج شدند و به مدت سه روز با آنان به جنگ پرداختند تا شر آنان دفع شد. آن حضرت در این غزوه نماز خوف خواندند. (5)
5- کاروان حسینی در منزل قصر بنی مقاتل
به نقل تاریخ در روز اول محرم سال 61 ه‍ . ق کاروان حسینی در راه کربلا به قصر بنی مقاتل رسیدند و در آن جا امام حسین (علیه السلام) با عبیدالله بن حر جعفری ملاقات و از او دعوت به یاری نمودند. او دعوت حضرت را نپذیرفت اما همیشه در آتش شرمندگی و پشیمانی می سوخت تا از این عالم، رخت بربست. (6)
6- قیام مردم مدینه بر ضد یزید
در سال 63 ه ‍. ق مردم مدینه به رهبری عبدالله بن حنظله بر ضد دستگاه یزید شوریدند و افراد اموی ساکن مدینه را بیرون کردند. لشکر شام پس از اطلاع از این قیام به آن شهر هجوم بردند و فاجعه ی دردناک حَرّه اتفاق افتاد. (7)
7- وفات محمد بن حنفیه فرزند امیرالمؤمنین (علیه السلام)
محمد بن حنفیه در اول محرم سال 81 ه‍ . ق در دوران خلافت عبدالملک بن مروان وفات نمود و در بقیع به خاک سپرده شد. او در آن هنگام 65 سال داشت. بعضی گفته اند که وی در اواخر عمر، برای فرار از فتنه ی عبدالله بن زبیر، به طایف رفت و در آن جا درگذشت.
در بعضی روایات آمده است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) امیرالمؤمنین (علیه السلام) را به میلاد محمد بشارت دادند و نام و کنیه خود را به او عطا کردند.
محمد بن حنفیه مردی عالم، شجاع و نیرومند بود. نقل شده که وقتی تعدادی زره به خدمت امیرالمؤمنین (علیه السلام) آوردند، یکی از آن زره ها از اندازه ی معمولی بلندتر بود. حضرت دستور دادند کمی از پایین آن زره را قطع کنند. محمد پایین زره را جمع کرد و از آن جا که پدرش علامت نهاده بود، گرفت و مانند پیراهن حریر، دامن آن زره آهنی را از هم درید. (8)
برچسب ها  

نظرات کاربران پیرامون این مطلب

انصراف از پاسخ به کاربر